عوامل دوزخی یا بهشتی شدن

ازپیامبراکرم(ص) نقل شده است : بیشترین چیزی که به واسطه آن ، امت من داخل آتش می شوند ، دو چیز میان تهی است. عرض کردند ای رسول الله آن دو چیز کدامند ؟ حضرت فرمود:شرمگاه (فرج) و دهان ؛ و بیشترین چیزی که به واسطه آن وارد بهشت می شوند؛ پرهیزکاری و خوش اخلاقی است.*

*وسائل الشیعه ، ج2،ص358،ح25827

منبع: فرهنگ اخلاقی معصومین ((پ)) / احمد رضوان فر / مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما/ص 125

موعظه استاد

گویند : یکی از علمای بزرگ پس از پایان تحصیلات خود ، در حوزه علمیه نجف اشرف ،هنگامی که می خواست به زا دگاهش برگردد ، به حضور استادش برای خداحافظی رفت.

هنگام خدا حافظی و جدا شدن ، به استاد عرض کرد، پند و موعظه ای به من بیاموز!

استاد به او گفت : (( بعد از اتمام این زحمت ها ، آخرین اندرزم کلام خدا است ( و آن آیه ی 14 سوره علق است) این آیه را هرگز فراموش مکن ، ومعنی آن این است : (( آیا انسان نمی دانست که خدا همه چیز را می بیند))*

آری عالم ، محضر خدا است ، وما همواره باید در خاطر داشته باشیم که هر کار می کنیم خدا می بیند تا آنجا که حتی به خیانت مخفی چشم ها ، و به آنچه که در سینه ها مخفی است آگاه می باشد.**

* تفسیر نمونه ج 20 ص 66

** اشاره به  سوره مومن آیه 19

منبع : داستان ها وپند ها ، ج 6 ، ص 118

اثر همنشین بد

امام سجاد(ع) یکی از فرزندان خود را نصیحت می کرد وبه او فرمود: پسر جان ! با پنج کس همنشینی و گفتگو مکن و با آنان همراهی مکن.

او عرض کرد:پدرجان! آن ها چه کسانی می باشند؟

امام سجاد(ع) فرمودند:آن ها عبارتند از:

1-     دروغگو که همانند سراب (فریبنده) است، دور را نزدیک و نزدیک را دور نشان می دهد.

2-     فاسق (آدم بی ایمان وبی بند وبار)که تو را به لقمه ای یا کمتر می فروشد.

3-     بخیل که تو را در موقع سختی و نیاز ،به خودت وا می گذارد .

4-     احمق و کم عقل که چون می خواهد نفعی به تو برساند ، زیانش دامنگیر تو خواهد شد.

5-     آنکه قطع رحم کرده و از خویشانش بریده است ، که من او را در قرآن ، ((ملعون)) یافتم.

تحف العقول، ص 319

منبع :داستان ها وپند ها ، جلد ده، ص 70

چرا به سوره حمد، فـاتحة الكتاب می گویند؟

((فـاتحة الكتاب )) به معنى آغازگر كتاب (قرآن ) است و از روايات نتیجه مى شود كه اين سوره در زمان خود پيامبر(ص ) نيز به همين نام شناخته مى شده است .
از ايـنـجـا دريـچه اى به سوى مساله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى شود وآن اينكه برخلاف آنـچـه در ميان گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پيامبر(ص ) به صورت پراكنده بود
،بعد در زمان ابوبكر يا عمر يا عثمان جمع آورى شد،قرآن درزمان خود پيامبر(ص ) به همين صورت امروز جـمع آورى شده بود و سرآغازش همين سوره حمد بوده است . مدارك متعددى در دست است كه قـرآن بـه صـورت مـجـموعه اى كه در دست ماست، در عصر پيامبر(ص ) و به فرمان او جمع آورى شـده بـود. ((عـلى بن ابراهيم )) از امام صادق (ع ) نقل كرده كه رسول خدا(ص ) به على (ع )فرمود: ((قرآن در قطعات حرير و كاغذ و امثال آن پراكنده است آن را جمع آورى كنيد)).
سـپـس اضافه مى كند: على (ع ) از آن مجلس برخاست و آن را در پارچه زردرنگى جمع آورى نمود سپس بر آن مهر زد.
به علاوه حديث مشهور ((ثقلين )) كه شيعه و سنى آن را نقل كرده اند كه پيامبر(ص ) فرمود من از مـيـان شـما مى روم و دو چيز گرانبها را به يادگار مى گذارم ((كتاب خدا)) و ((خاندانم )) خود نشان مى دهد كه قرآن به صورت يك كتاب جمع آورى شده بود.

منبع:برگزیده ی تفسیر نمونه

چرا صفات ديگر خدا در ((بسم اللّه )) نيامده است ؟

اینکه چرا تـنها روى صفت ((رحمانيت و رحيميت ))خدا تكيه مى شود، باتوجه به این نکته که در آغاز هركار لازم است از صفتى استمداد كنيم كه آثارش بر سراسر جـهـان پـرتـوافـكـن است ،همه موجودات را فراگرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانى نجات بخشيده است .
بـهـتـر اسـت ايـن حـقـيـقت را از زبان قرآن بشنويد آنجا كه مى گويد: ورحمتى وسعت كل شى ((رحمت من همه چيز را فرا گرفته است )) (اعراف ـ 156).
از سـوى ديـگـر مـى بينيم
، پيامبران براى نجات خود از چنگال حوادث سخت ودشمنان خطرناك دست به دامن رحمت خدا مى زدند،
در مورد ((هود)) و پيروانش مى خوانيم : فانجيناه والذين معه بـرحـمه منا: ((هود و پيروانش را به وسيله رحمت خويش (از چنگال دشمنان ) رهائى بخشيديم )) (اعراف ـ 72).
پس اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد
،چنانكه در دعا مى خوانيم : يا مـن سبقت رحمته غضبه ((اى خدائى كه رحمتت برغضبت پيشى گرفته است )) انسانها نيز بايد در بـرنـامـه زنـدگى اساس و پايه كار را بررحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند.

منبع:برگزيده تفسير نمونه