جلوه هایی از حقیقت وجودی نبی اکرم (ص) در قرآن کریم

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: آیات فراوانی از قرآن کریم احکام و دستوراتی را خطاب به پیامبر اکرم (ص) بیان می کند که خطوط روشن الگو بودن آن حضرت را ترسیم و سرمشق هایی را که پیروان آن بزرگوار باید برای خود "اصل" قرار دهند مشخص می نماید، نگاهی گذرا به این سرمشقها، جامعیت دین و عرصه های مختلفی را که باید یک مسلمان واقعی بدان توجه داشته باشد تبیین می نماید.

به گزارش خبرگزاری مهر، اگر قرآن کریم، کلام تشریعی حضرت حق است، پیامبر اکرم (ص) کلمه الله الاعظم و کلام تکوینی خدا است. اگر قرآن کتابی است با حقایق جاودانه و همیشگی، پیامبر اکرم (ص) نیز حقیقتی عینی و جاودانه است.

اگر قرآن لایه های معنایی و مصداقی عمیق و گسترده ای دارد که تلاش برای کشف آن حقایق باید استمرار داشته باشد، پیامبر اکرم (ص) نیز ذخیره ای تمام نشدنی و حقیقتی است عینی و انسانی، که شناخت ابعاد مختلف شخصیت ایشان و دستیابی به عمق سیره، سلوک و سنت آن حضرت به جهاد و اجتهادی مستمر نیازمند است.

اگر نیاز بشریت به قرآن هرگز پایان نمی یابد و تکامل علمی و اجتماعی انسان، نیاز او را به حقایق قرآن کریم نه تنها کاهش نمی دهد که روزافزون می سازد، نیاز انسان امروز و فردا به پیامبر اکرم(ص) و درس ها و آموزه های ایشان پایان ناپذیر است و اگر اسلام خاتم ادیان و قرآن خاتم کتب آسمانی است، پیامبر اکرم (ص) خاتم الانبیاء و قله رفیع کمال انسانی است. او خلیفة الله الاعظم و واسطه ابدی نزول فیض الهی است که: « و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین». قرآن کریم نسخه مکتوب حقیقت نور محمدی (ص) است و پیامبر اکرم (ص) آینه تمام نمای صفات حسنای حق و نور مطلق خداوند متعال بر عالم و آدم.

به گزارش پایگاه پیامبر اعظم(ص)، پیامبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: علی! کسی جز تو و من خدا را نشناخت و کسی جز خدا و تو مرا نشناخت و کسی جز خدا و من تو را نشناخت. شناخت و معرفت حضرت حق در حد اعلایی که برای غیرخدا میسر است، جز برای کسانی که در کانون نور محمد (ص) و علی (ع) قرار دارند، امکان پذیر نیست، چرا که این معرفت و شناخت معرفتی است شهودی و نه ذهنی، معرفتی است متناسب با اوج کمال و تعالی شناسنده، نه مدرسه ای و استدلالی.

حضرت حق در قرآن کریم ، بسیار درباره پیامبر اکرم (ص) و معرفی ایشان سخن گفته است . در قرآن کریم اطاعت خدا و پیامبر (ص) در کنار هم مطرح و اطاعت از رسول خدا، همان اطاعت خدا شمرده شده است. آزار و ایذاء پیامبر اکرم (ص) موجب عذاب دردناک و لعنت خداوند در دنیا و آخرت تلقی شده و دوستی خداوند متعال مشروط به اطاعت از پیامبر اکرم (ص) گردیده است. خلق و خوی الهی پیامبر اکرم و رحمت و عطوفت آن حضرت مایه انسجام و وحدت مسلمانان به شمار آمده و با تعبیر «و انک لعلی خلق عظیم»، توصیف شده، تعبیری که تنها درباره پیامبر به کار رفته است. پیامبر اکرم (ص) عامل رهایی و آزادی مردمان از زنجیرها و بندهای سخت معرفی شده است.

بندهایی که از سویی خرافات و عادات زشت و از سوی دیگر ستمگران و سلطه جویان بر فکر و اندیشه و رفتار و حرکت تعالی جویانه انسان ها ایجاد کرده اند. او «عبد خدا» معرفی شده است که با عبودیت و بندگی ذات حق، به عالی ترین درجه عبودیت دست یافته و از همه تعلقات و وابستگی ها رها شده است. گستره فیض و لطف نبی اکرم نه تنها همه مردمان و آدمیان که عالمیان را شامل شده و آن حضرت به عنوان «رحمه للعالمین» معرفی شده است.

علاوه بر این، برخی سوره های قرآن کریم اساساً در شأن پیامبر اکرم (ص) است و این غیر از سوره هایی است که به وجود مبارک آن حضرت تأویل شده است. « یس» که قلب قرآن کریم است و سرچشمه هایی از معرفت و حکمت از آن جاری است، به پیامبر اکرم (ص) منسوب است. سوره 47 قرآن کریم به نام نامی آن بزرگوار نام نهاده شده است: "محمد(ص)"، علاوه برطاین سوره فتح، سوره حجرات، سوره نجم، سوره مجادله، سوره تحریم، سوره قلم، سوره مزمل، سوره مدثر، سوره بلد، سوره ضحی، سوره شرح (انشراح)، سوره تین، سوره علق، سوره قدر، سوره کوثر برخی از سوره هایی است که ناظر به شأن و جایگاه عظیم و مرتبه رفیع آن حضرت در پیشگاه خداوند متعال است. هر کدام از این سوره ها و آیات نورانی آن، مالامال از حرمت و لطفی است که خالق متعال برای این برترین بنده مقرب خود قائل است.

پیامبر اکرم(ص) نه تنها مبلغ دین الهی و معلم آیات حکمت، که مربی و اسوه انسان ها است: « لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه». بنابراین پیوند پیروان آن حضرت با این وجود مقدس، هنگامی معنی دار و مؤثر است که آن بزرگوار را به عنوان مقتدا، امام، الگو و پیشوای حقیقی بشناسند و در مسلک و سلوک، از ایشان پیروی کنند.

آیاتی فراوان از قرآن کریم احکام و دستوراتی را خطاب به پیامبر اکرم (ص) بیان می کند که خطوط روشن الگو بودن آن حضرت را ترسیم و سرمشق هایی را که پیروان آن بزرگوار باید برای خود «اصل» قرار دهند مشخص می نماید. نگاهی گذرا به این سرمشق ها، جامعیت دین و عرصه های مختلفی را که باید یک مسلمان واقعی بدان توجه داشته باشد تبیین می نماید. این دستورات و احکام صریح و گویا برای هر کسی بدون نیاز به چیز دیگری جز فهم عبارات قرآن کریم، روشن می کند که همه عرصه های عبادی، اقتصادی، سیاسی، تربیتی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی و اخلاقی در قلمرو الگوبرداری و پیروی از پیامبر اکرم (ص) قرار می گیرد و هیچ زمینه ای از زمینه های اساسی و پایه ای زندگی نهان را نمی یابیم که سرمشق ها و خطوط اصلی آن برای پیروان پیامبر تعیین نشده باشد.

اگر قرآن کریم مخاطبان خود را به تأسی و الگوگیری از پیامبر اکرم (ص) فرا می خواند، خود نیز خطوط روشن آن را ترسیم کرده است. عبادت و شب زنده داری، جهاد و مبارزه با کفار و منافقان، رشد دانش و معرفت و آگاهی، مهربانی و تواضع با مؤمنان و هم کیشان، انفاق و کمک به مستمندان و دستگیری از افتادگان، مهربانی با یتیمان و بی سرپرست ها، کسب قدرت همه جانبه برای حفظ استقلال و آسیب ناپذیری جامعه اسلامی، نیکی و خدمت به همگان و صدها دستور و توصیه قرآن کریم به پیامبر اکرم (ص)، نشان می دهد که پیروان آن حضرت چه خطوط کلی را در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی خود باید سرمشق خویش قرار دهند تا بتوانند با مسیر کمال و رشد حقیقی که آن حضرت در قله آن قرار دارد هماهنگ شوند و به آنچه او نائل شده بود، نزدیک گردند.

اکنون می توان به درنگ و تأملی عمیق در این آیات صریح الهی، به ریشه اصلی گمراهی و حیرت و تباهی که امت اسلام بدان دچار آمده است، پی برد. اگر فاصله امت با پیامبرش این چنین ژرف و عمیق نبود، هرگز امت پیامبر به چنین روزگاری گرفتار نمی آمد. تفرقه و اختلاف به جای وحدت ، جهل و نگرانی به جای علم و آگاهی، ظلم و بی انصافی به جای عدل و داد، رفاه زدگی و اسراف به جای دستگیری و انفاق، دشمنی و خصومت به جای مهربانی و گذشت، انفعال و تسلیم در برابر بیگانگان به جای مقاومت و جهاد و بالاخره پذیرفتن ولایت و حاکمیت کافران به جای ولایت و حاکمیت رسول خدا (ص) و جانشینان او حقایق تلخی هستند که امروز در جهان اسلام شاهد آن هستیم و نشان می دهد فاصله ای ژرف بین امت و پیامبر(ص) وجود دارد که جز با بازگشت به قرآن و خطوط روشن آن که در گرو پیروی و تأسی به تجسم عینی و انسانی آن است این فاصله ژرف پیموده نخواهد شد. 


تشريح تسبيح فاطمه سلام الله علیها

از حضرت امام على عليه السلام نقل شده است كه فرمود:فاطمه زهرا عزيزترين عزيزان رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه من بود، اين بانو آن قدر با آسياب آرد كرد تا دست هايش پينه بست و آن قدر از چاه آب كشيد كه اثر آن بر سينه اش باقى مانده بود و به اندازه اى خانه را روبيد تا اين كه لباسهايش غبارآلود شد. و آن قدر زير ديگ آتش برافروخت تا لباسش كثيف و گردآلود گرديد و به همين علت به سختى و زحمت افتاد، روزى شنيديم غلام چندى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند به فاطمه گفتم : وقتى خدمت پدر خود رفتى از وى خادمى را بخواه تا در كارها مددكار باشد و از اين همه رنج و محنت آسوده شوى .


پس فاطمه زهرا خدمت رسول خدا رفت ، ملاحظه كرد كه گروهى با ايشان مشغول بحث و گفتگو هستند، لذا بدون اين كه با پدر سخنى بگويد به خاطر شرم و حيا بازگشت . على عليه السلام فرمود: چون رسول خدا مى دانست كه فاطمه زهرا براى حاجت نيازى مراجعه كرده است ، لذا خود به منزل ما آمد، حضرت فرمود: فاطمه جان ! براى چه منظورى به سوى من آمدى و دو مرتبه سوال فرمود و فاطمه ساكت بود، على عليه السلام مى گويد: عرض كردم : اى رسول خدا من علت را براى شما ذكر مى نمايم . فاطمه آن قدر سنگ آسياب را چرخانده كه دستش پينه بسته و آن قدر آب كشيده كه بر سينه اش اثر آن باقى مانده و آن قدر خانه را جاروب كرده كه لباسش خاك آلود شده و آن قدر آتش در زير ديگ افروخته كه پيراهن او كثيف شده و بوى دود گرفته . شنيديم كه غلامان و خادمان چندى را خدمت شما آوردند، به وى گفتم : به سراغ پدر خود رفته از ايشان خدمتكارى بخواه تا تو را مساعدت نمايد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: شما را از مطلبى آگاه كنم كه بهتر است براى شما از خادمى كه سوال كرديد، وقتى از خواب برخاستيد (در بعضى روايات است وقتى به رختخواب رفتيد) سى و چهار بار الله اكبر و سى و سه بار سبحان الله و سى و سه بار الحمدلله بگوييد آن بتهر است براى شما از خادم كه خدمت شما را بكند

ذخائر العقبى

منبع بلاگ یاس نامه 

خدا با ما است

بعضی وقت ها فکر می کردم، خیلی تنهام، تنهای تنها  تا اینکه یه  روز شنیدم، خدا می فرماید:((و نحن اقرب الیه من حبل الورید؛ وما از رگ گردن به او نزدیک تریم )) ( سوره ق- آیه 16)

ازآن موقع به بعد، دیگه هیچ وقت حس نمی کنم تنهام، چون می دونم، خدا با ما و در کنار ما است.

my space منبع بلاگ

نیایش

در بلد الا مین و مصباح كفعمى است و آن مروى است از حضرت سید السّاجدین از پدرش از جدّ بزرگوارش ‍ حضرت رسول صَلَّى اللّهُ عَلَیهِ وَعَلَیهِمْ اَجْمَعین و این دعا را جبرئیل علیه السلام آورد براى پیغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله در یكى از غزوات در حالى كه بر تن آن حضرت جوشن گرانى بود كه سنگینى آن بدن مباركش را بدرد آورده بود، پس جبرئیل عرض كرد كه : « یا محمّد پروردگارت تو را سلام مى رساند و مى فرماید كه بكَنْ این جوشن را و بخوان این دعا را كه او امان است از براى تو و امّت تو » ... پس شرحى در فضیلت این دعا ذكر فرموده كه مقام نقل تمامش نیست از جمله آنكه
« هر كه آنرا بر كفن خویش نویسد حقّ تعالى حیا فرماید كه او را به آتش عذاب كند و هر كه آنرا به نیت در اوّل ماه رمضان بخواند حقّ تعالى او را روزى فرماید لیلة القدر و خلق فرماید براى او هفتاد هزار فرشته كه تسبیح و تقدیس كنند خدا را و ثوابش را براى او قرار دهند » ... پس فضیلت بسیار نقل كرده تا آنكه فرموده و « هر كه بخواند او را در ماه رمضان سه مرتبه حرام فرماید حقّ تعالى جسد او را بر آتش جهنّم و واجب فرماید براى او بهشت را و دو مَلَك بر او موكّل فرماید كه حفظ كنند او را از معاصى و در امان خدا باشد مدّت حیوة خود » و در آخر خبر است كه جناب امام حسین علیه السلام فرمود « وصیت كرد پدرم علىّ بن ابى طالب صَلَواتُ اللّهِ عَلَیهِ بحفظ این دعا و آنكه بنویسم آنرا بر كفن او و تعلیم كنم آنرا به اهل خود و ترغیب كنم ایشان را به خواندن آن و آن هزار اسم است و در آن است اسم اعظم » ...

 

این دعا صد فصل است و هر فصلى مشتمل بر ده اسم الهى است و در آخر هر فصل باید گفت :

سُبْحانَكَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ

منزهى تو اى كه نیست معبودى جز تو فریاد فریاد بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار

 

و در بلد الا مین است كه در اوّل هر فصل بسْمِ اللّهِ بگوید

و در آخرش :

سُبْحانَكَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ

منزهى تو اى كه نیست معبودى جز تو فریاد فریاد درود فرست برمحمد و آلش و بِرَهان ما را از آتش

یا رَبِّ یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ یا اءرْحَمَ الرّاحِمینَ

اى پروردگار اى صاحب جلال و بزرگوارى اى مهربانترین مهربانان

 

و آن دعا این است :

(1) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى خدا اى بخشاینده اى مهربان اى بزرگوار اى برپا دارنده اى بزرگ اى قدیم اى دانا اى بردبار اى فرزانه منزهى تو اى كه معبودى جز تو نیست فریاد فریاد بِرَهان ما را از آتش اى پروردگار من.

 

(2) اى آقاى آقایان اى اجابت كننده دعاها اى بالا برنده مرتبه ها اى صاحب هر نیكى اى آمرزنده گناهان اى دهنده خواسته ها اى پذیرنده توبه ها اى شنونده صداها اى داناى اسرار پنهانى اى برطرف كننده بلاها.

 

(3) اى بهترین آمرزندگان اى بهترین گشایندگان اى بهترین یاران اى بهترین حاكمان اى بهترین روزى دهان اى بهترین ارث بران اى بهترین ستایشگران اى بهترین یادكنندگان اى بهترین فرو فرستندگان اى بهترین احسان كنندگان.

 

(4) اى كه عزت و زیبایى از آن اوست اى كه نیرو و كمال از آن او است اى كه پادشاهى و جلال از آن او است اى كه بزرگ و برتر او است اى پدید آرنده ابرهاى سنگین اى كه او سخت كیفر (یا سخت نیرو) است اى كه او در حساب كشیدن سریع است اى كه او در كیفر سخت است اى كه پاداش خوب نزد او است اى كه نزد او است مایه و اصل كتابها.

 

(5) خدایا از تو مى خواهم بحق نامت اى مهرپیشه اى نعمت بخش اى پاداش دهنده اى دلیل و راهنما

اى سلطان اى خوشنود اى آمرزنده اى منزه اى یاور اى صاحب نعمت و بیان.

 

(6) اى كه هر چیزى در برابر عظمتش فروتن گشته اى كه هر چیز در برابر قدرتش تسلیم گردیده اى كه هر چیزى در برابر عزت و شوكتش خوار گشته اى كه هر چیز در برابر هیبتش خاضع گردیده اى كه هر چیزى از ترس او فرمانبردار و مطیعش گردیده اى كه كوهها از هراسش از هم شكافته اى كه به امر او آسمانها برپا گشته اى كه زمینها به اذن او در جاى خود مستقر گشته اى كه رعد به ستایش او غرِّش زند اى كه بر اهل كشور خود ستم نكند.


(7) اى آمرزنده خطاها اى برطرف كننده بلاها اى منتهاى امیدها اى دهنده بزرگ عطاها اى بخشنده هدیه ها اى روزى ده بنده ها اى برآورنده آرزوها اى شنونده شكایتها اى برانگیزنده مردمان اى رهاننده اسیران.

 

(8) اى صاحب ستایش و ثناء اى داراى فخر و زیبایى اى صاحب مجد و بزرگى اى صاحب عهد و وفاء اى داراى گذشت و رضا اى دارنده نعمت و عطاء اى كه در دست تو است فصل خصومات و داورى اى داراى عزت و پایندگى اى صاحب جود و بخشش اى صاحب دهشها و نعمت ها.

 

(9) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى مانع اى برطرف كننده اى بالا برنده اى سازنده اى سود رسان اى شنوا اى گردآورنده اى شفاعت پذیر اى فراخ رحمت اى وسعت بخش.

 

(10) اى سازنده هر ساخته اى آفریننده هر آفریده اى روزى ده هر روزى خور اى مالك هر مملوك اى غمزداى هر غمزده اى دلگشاى هر اندوهگین اى رحمت بخش هر رحمت خواه اى یاور هر هر بى یاور اى عیب پوش هر معیوب اى پناه هر آواره.

 

(11) اى ذخیره هنگام سختى من اى امید من در برابر پیش آمدهاى ناگوار اى همدم من هنگام ترس و وحشت اى رفیق من در غربتم اى صاحب اختیار من در نعمتم اى فریادرس من در غم و اندوه اى دلیل و راهنمایم هنگام سرگردانى اى توانگرى من هنگام ندارى اى پناه من هنگام درماندگى اى كمك كارم در بیچارگى و پریشانى.

 

(12) اى بخوبى داناى بر هر نادیدنى اى بسیار آمرزنده گناهان اى پرده پوش بر عیوب بندگان اى غمزداى غمها اى گرداننده دلها اى طبیب دلها اى نوربخش دلها اى همدم دلها اى زداینده اندوهها اى غمگشاى غمها.

 

(13) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى بزرگوار اى زیبا اى كارگزار اى عهده دار اى راهنما اى پذیرنده اى دولت دهنده اى عطا بخشنده اى درگذرنده اى نیرودهنده (تغییر دهنده).

 

(14) اى راهنماى سرگردانان اى فریادرس فریادخواهان اى دادرس دادخواهان اى پناه پناه جویان اى امان بخش ترسناكان اى كمك مؤ منان اى رحم كننده مسكینان اى پناه عاصیان اى آمرزنده گناهكاران اى اجابت كننده دعاى درماندگان.

 

(15) اى داراى بخشندگى و احسان اى صاحب فضل و نعمت اى مایه امن و امان اى داراى پاكى و پاكیزگى اى صاحب فرزانگى و بیان اى صاحب رحمت و خوشنودى اى داراى حجت و دلیل و برهان اى خداوند عظمت و سلطنت اى دارنده راءفت و اى یاور بندگان اى صاحب بخشندگى و آمرزش.

 

(16) اى كه پروردگار هر چیز او است اى كه معبود هر چیز او است اى كه آفریننده هر چیز او است اى كه سازنده هر چیز او است اى كه او پیش از هر چیز بوده و اى كه او پس از هر چیز خواهد بود و اى كه او برتر از هر چیز است اى كه او به هر چیز دانا است اى كه او به هر چیزى توانا است اى كه تنها او بماند و هر چیز دیگر فانى گردد.

 

(17) خدایا از تو مى خواهم بحق نامت اى امان ده اى مسلط بر هر چیز اى وجود آرنده اى یاد دهنده اى آشكار كننده اى آسان كننده اى امكان ده در كارها اى زیوربخش اى آشكار كننده اى تقسیم كننده.

 

(18) اى كه در فرمانروایى پابرجا است اى كه در سلطنت و پادشاهیش قدیم و دیرینه است اى كه در جلالت و شوكت بزرگى اى كه بر بندگان خویش مهربانى اى كه به هر چیز دانایى اى كه نسبت به نافرمان خود بردبارى اى كه به امیدوار خود بخشنده و بزرگوارى اى كه در آفرینش و ساختنت فرزانه اى (یا محكم كارى ) اى كه در عین فرزانگى (یا محكم كارى ) مهربانى (یا نرمكارى ) اى كه در لطف خود دیرینه اى.

 

(19) اى كه امیدى نیست جز به نیكى او اى كه درخواست نشود جز گذشتش اى كه چشم داشتى نیست جز به نیكى او اى كه ترسى نیست جز از عدل او اى كه جاوید نمى ماند جز فرمانروایى و ملك او اى كه سلطنت و قدرتى نیست جز سلطنت او اى كه رحمتش همه چیز را فراگرفته اى كه رحمتش بر خشمش پیشى جسته اى كه علمش بر همه چیز احاطه كرده اى كه مانندش هیچكس نخواهد بود.

 

(20) اى دلگشاى اندوه اى غمزداى اى آمرزنده گناه اى توبه پذیر اى آفریننده اى راست وعده اى وفادار پیمان اى داناى اسرار نهان اى شكافنده دانه اى روزى ده بندگان.

 

(21) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى والا اى با وفا اى توانگر اى بى نیاز مطلق اى مهربان اى پسندیده (یا دوستدار) اى پاكیزه اى پدید آرنده اى نیرومند اى سرپرست.

 

(22) اى كه كار نیك را آشكار كنى و اى كه كار زشت را پنهان كنى اى كه كسى را به گناه نگیرى اى كه پرده كس ندرى اى بزرگ گذشت اى نیكو درگذر اى پهناور آمرزش اى گشاده دو دست (فضلش ) به رحمت اى مطلع از سخن سرى و راز اى منتهاى هر شكایت.


(23) اى صاحب نعمت فراوان و اى داراى رحمت پهناور اى صاحب احسان پیشین اى داراى حكمت رسا اى داراى نیروى كامل اى صاحب برهان و دلیل قاطع و برنده اى صاحب بزرگوارى هویدا اى صاحب عزت جاویدان اى صاحب نیروى محكم اى داراى عظمت ارجمند.

 

(24) اى پدید آرنده آسمانها اى قرار دهنده تاریكیها اى ترحم كننده به اشكهاى دیده ها اى درگذرنده لغزشها اى پرده پوش بر عیبها اى زنده كننده مردگان اى فرو فرستنده آیات اى دو چندان كن حسنات اى محو كننده بدیها اى سخت گیرنده انتقامها.

 

(25) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى صورت آفرین اى اندازه گیر اى تدبیر كننده اى پاك كننده اى روشنى بخش اى آسان كننده اى مژده ده اى بیم ده اى پیش انداز اى پس انداز.


(26) اى پروردگار خانه محترم (كعبه ) اى پروردگار ماه حرام اى پروردگار شهر محترم (مكه) اى پروردگار ركن و مقام اى پروردگار مشعرالحرام اى پروردگار مسجد الحرام اى پروردگار قسمت حل و حرم (در سرزمین حجاز) اى پروردگار روشنى و تاریكى اى پروردگار تحیت و درود اى پروردگار نیرو در خلق.

 

(27) اى داورترین داوران اى دادرس ترین دادگران اى راستگوترین راستگویان اى پاكیزه ترین پاكان اى بهترین آفرینندگان اى سریعترین حساب رسان اى شنواترین شنوایان اى بیناترین بینندگان اى بهترین شفیعان اى بزرگوارترین كریمان.

 

(28) اى پشتیبان كسى كه پشتیبان ندارد اى پشتوانه آن كس كه پشتوانه ندارد اى ذخیره آن كس كه ذخیره ندارد اى پناه آن كس كه پناهى ندارد اى فریادرس آنكس كه فریادرس ندارد اى افتخار آن كس كه مایه افتخارى ندارد اى عزت آنكس كه عزتى ندارد اى كمك آنكس كه كمكى ندارد اى همدم آنكس كه همدمى ندارد اى امان بخش آنكس كه امانى ندارد.


(29) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى نگهدار اى پابرجا اى جاویدان اى رحم كننده اى سلامت بخش اى حاكم اى دانا اى تقسیم كننده اى تنگ گیر اى گشایش بخش.

 

(30) اى نگهدار كسى كه نگهداریش خواهد اى رحم كننده كسى كه ترحمش خواهد اى آمرزنده كسى كه از او آمرزش خواهد اى یاور كسى كه از او یارى طلبد اى نگهدار كسى كه از او نگهدارى خواهد اى اكرام كننده كسى كه از او بزرگوارى خواهد اى راهنماى كسى كه از او ره جوید اى دادرس كسى كه از او دادرسى خواهد اى كمك كار كسى كه كمكش خواهد اى فریاد رس كسى كه به فریادرسیش خواند.

 

(31) اى عزیزى كه ذلت نپذیرد اى لطیفى كه دست انداز كسى واقع نگردد اى پاینده كه خواب ندارد اى جاویدانى كه از دست نرود اى زنده اى كه نمیرد اى پادشاهى كه سلطنتش زوال ندارد اى ماندگارى كه نیستى ندارد اى دانایى كه نادانى ندارد اى بى نیازى كه خوراك نخواهد اى نیرومندى كه سستى نپذیرد.


(32) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى یكتا اى یگانه اى گواه اى بزرگوار اى ستوده اى رهنما اى برانگیزنده اى ارث برنده اى زیان بخش اى سودرسان.

 

(33) اى بزرگتر از هر بزرگى اى بزرگوارتر از هر بزرگوارى اى مهربانتر از هر مهربانى اى داناتر از هر دانا اى فرزانه تر از هر فرزانه اى جلوتر از هر قدیمى اى بزرگتر از هر بزرگ اى با لطف تر از هر لطف دارى اى والاتر از هر والایى اى عزیزتر از هر عزیزى.

 

(34) اى بزرگوار چشم پوش اى بزرگ نعمت بخش اى پر خیر اى دیرینه بخشش اى جاوید لطف اى دقیق صنعت اى زداینده اندوه اى برطرف كننده گرفتارى اى فرمانرواى عالم هستى اى حاكم بر حق.

 

(35) اى كه در پیمانش وفادار و اى كه در وفا كردن به پیمانش نیرومند است اى كه در نیرومندیش بلند مرتبه است اى كه در عین بلند مرتبه اى نزدیك است اى كه در عین نزدیكى دقیق است اى كه در عین دقت بزرگوار است اى كه در عین بزرگوارى با عزت است اى كه در عین عزت با عظمت است اى كه در عین عظمتش برجسته است اى كه در عین برجستگى ستوده است.

 

(36) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى كفایت كننده اى شفا دهنده اى وفادار اى تندرستى بخش اى رهنما اى خواننده اى داور اى راضى اى والا مرتبه اى باقى.

 

(37) اى كه هر چیز در برابرش سر تعظیم فرود آورد اى كه هر چیز در برابرش رام گشته اى كه هر چه در عالم موجود است از آن اوست اى كه هر چه هست بوجود او موجود است اى كه هر چیزى بسوى او بازگردد اى كه هر چیزى از او اندیشه دارد اى كه هر چیزى به او پایدار است اى كه هر چیزى بسوى او برگردد اى كه هر چیز به ستایش او تسبیح گوید اى كه هر چیز نابود شود جز ذات او.

 

(38) اى كه گریزگاهى نیست جز بسوى او اى كه پناهگاهى نیست جز بسوى او اى كه مقصدى نیست جز درگاهش اى كه راه نجاتى از (عذاب و قهر) او نیست جز خود او اى كه رغبت و اشتیاقى نباشد جز به درگاه او اى كه جنبش و نیرویى نیست مگر بوسیله او اى كه كمك نجوید جز به او اى كه توكل نشود جز بر او اى كه امیدوار نتوان بود جز به او اى كه پرستش نشود جز او.

 

(39) اى بهترین كسى كه خلق از او ترسند اى بهترین مایه شوق و آرزو اى بهترین جویا شدگان اى بهترین خواسته شدگان اى بهترین مقصود خلق اى بهترین یاد شدگان اى بهترین سپاس شدگان اى بهترین دوستان اى بهترین خوانده شدگان اى بهترین همدمان.

 

(40) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى آمرزنده اى پرده پوش اى توانا اى قاهر اى آفریننده اى شكننده اى بهم پیوند دهنده اى یادآورنده اى بیننده اى یارى دهنده.

 

(41) اى كه آفرید و بیاراست اى كه اندازه گرفت و راهنمایى كرد اى كه برطرف كند گرفتارى را اى كه بشنود سخن درگوشى را اى كه نجات دهد غریق را اى كه برهاند هلاك شده را اى كه شفا دهد بیمار را اى كه بخنداند و بگریاند اى كه بمیراند و زنده كند اى كه آفرید دو جفت نر و ماده.

 

(42) اى كه هم در خشكى و هم در دریا راه رسیدن به او هست اى كه در سراسر گیتى نشانه هاى او هست اى كه در این نشانه ها برهان او موجود است اى كه در مردن نشانه قدرت او است اى كه در گورها پند او است اى كه در روز قیامت نیز سلطنت او است اى كه در حساب آن روز هیبت دارد اى كه در پاى میزان حكم و داورى او است اى كه در بهشت پاداش نیك او است اى كه در دوزخ شكنجه او است.

 

(43) اى كه به سویش گریزند ترسناكان اى كه به او پناه برند گنهكاران اى كه او را مقصود قرار دهند بازآیندگان اى كه بسوى او روند پارسایان اى كه بدو پناه برند سرگردانان اى كه به او همدم شوند خواستاران اى كه به دوستیش افتخار كنند دوستان اى كه در گذشت او طمع دارند خطاكاران اى كه به ذكر او آرامش پذیرد دل یقین داران اى كه بر او توكل كنند توكل كنندگان.

 

(44) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى محبوب دلها اى طبیب دردها اى نزدیك اى مراقب كار بندگان اى حساب نگهدار اى با هیبت اى پاداش نیك دهنده اى اجابت كننده اى آگاه اى بینا.

 

(45) اى نزدیكتر از هر نزدیك اى محبوبتر از هر محبوب اى بیناتر از هر بینا اى آگاه تر از هر آگاه اى شریفتر از هر شریف اى برتر از هر بلند مرتبه اى نیرومندتر از هر نیرومند اى توانگرتر از هر توانگر اى بخشنده تر از هر بخشنده اى مهربانتر از هر مهربان.

 

(46) اى پیروزى كه هرگز مغلوب نگردد اى سازنده اى كه مصنوع كسى نیست اى آفریننده اى كه كسى او را نیافریده اى مالكى كه مملوك كسى نیست اى چیره شكست ناپذیر اى بلند مرتبه كه بلندى را كسى به او نداده اى نگهدارنده اى كه نگهدارى ندارد اى یاورى كه كسش یارى نكند اى حاضرى كه پنهانى ندارد اى نزدیكى كه دور نشود .

 

(47 ) اى روشنى نور این روشنى ده نور اى خالق نور و روشنى اى تدبیر كننده نور اى اندازه گیر نور اى روشنى هر نور اى روشنى پیش از هر نور و اى روشنى پس از هر نور اى روشنى بالاى هر نور اى نورى كه مانندش نورى نیست.

 

(48) اى كه عطا و بخشش شریف و ارجمند است اى كه كارش دقیق است اى كه لطفش پایدار است اى كه احسانش دیرینه است اى كه گفتارش حق است اى كه وعده اش راست است اى كه گذشتش فضل است اى كه كیفرش از روى عدل است كه ذكرش شیرین است اى كه فضلش عمومى است.

 

(49) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى هموار كننده راهها اى جدا كننده اى تبدیل كننده اى خوار كننده اى فرود آرنده اى جایزه ده اى فزون بخش اى بزرگ عطا بخش اى مهلت ده اى نیكوبخش.

 

(50) اى كه ببیند ولى دیده نشود اى كه بیافریند ولى كسى او را نیافریده اى كه راهنمایى كند ولى راهنمایى نشود اى كه زنده كنى ولى زنده نشده اى كه بازخواست كند ولى كسى از او بازخواست نكند اى كه بخوراند ولى خورانده نشود اى كه پناه دهد ولى كسى او را پناه ندهد اى كه قضاوت كنى ولى قضاوت بر تو نشود اى كه حكم كنى ولى كسى بر تو حكم نكند اى كه نزاید و نه زائیده شده و نیست برایش همتایى هیچكس.

 

(51) اى نیكو حسابكش اى نیكو طبیب اى نیكو نگهبان اى نیكو نزدیك اى نیكو پاسخ ده اى نیكو دوست اى نیكو عهده دار اى نیكو وكیل اى نیكو سرور اى نیكو یاور.


(52) اى مایه دلشادى عارفان اى آرزوى محبان اى همدم خواستاران اى دوستدار توبه كنندگان اى روزى ده ناداران اى امید گنهكاران اى نورچشم پرستش كنندگان اى برطرف كننده اندوه اندوهناكان اى غمزداى غمزدگان اى معبود پیشنیان و پسینیان.

 

(53) خدایا من از تو مى خواهم به حق نامت اى پروردگار ما اى معبود ما اى آقاى ما اى سرور ما اى یاور ما اى نگهدار ما اى راهنماى ما اى كمك كار ما اى محبوب ما اى طبیب ما.

 

(54) اى پروردگار پیمبران و نیكوكاران اى پروردگار راستگویان و برگزیدگان اى پروردگار بهشت و دوزخ اى پروردگار كوچك و بزرگ اى پروردگار حبوبات و میوه جات اى پروردگار نهرها و درختان اى پروردگار دشت و هامون اى پروردگار صحراها و دریاها اى پروردگار شب و روز اى پروردگار پیدا و نهان.

 

(55) اى كه در هر چیز دستورش نفوذ كرده اى كه علمش به هر چیزى تعلق یافته اى كه قدرت و توانائیش به هر چیزى رسیده اى كه بندگان شماره نعمتهایش را نتوانند اى كه خلائق از عهده شكرش برنیایند اى كه عقول درك عظمت و جلالش نتوانند اى كه اوهام و خیالات به كنه ذاتش نرسند اى كه عظمت و بزرگى لباس او است اى كه بندگان از حكم او سرپیچى نتوانند اى كه سلطنتى جز سلطنت او نیست اى كه بخششى جز بخشش او نیست.

 

(56) اى كه از آن اوست عالى ترین مثالها (كه حجج الهیه باشند) اى كه خاص اوست برترین اوصاف اى كه از آن اوست دنیا و آخرت اى كه از آن او است بهشت آن جایگاه آسایش اى كه براى اوست نشانه هاى بس بزرگ اى كه براى او است نامهاى نیكو اى كه براى او است فرمان و داورى اى كه از آن او است هوا و فضا اى كه از آن او است عرش و فرش اى كه از آن او است آسمانهاى بلند.

 

(57) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى درگذرنده اى آمرزنده اى شكیبا اى سپاس پذیر بندگان اى مهربان اى توجه كننده اى مورد توجه و درخواست بندگان اى مهرورز اى منزه اى پاكیزه.

 

(58) اى كه در آسمان آثار عظمتش هویدا است اى كه در زمین نشانه هایش آشكار است اى كه در هر چیز برهانهاى او موجود اى كه در دریا آثار شگفت انگیز دارد اى كه در كوهها است گنجینه هایش اى كه خلق را پدید آورد سپس بازگرداند اى كه به سویش همه امورات بازگردد اى كه در هر چیز لطف و مهرش را آشكار ساخته اى كه خلقت هر چیز را نیكو ساخته اى كه تصرف كرده در همه خلایق قدرت او.

 

(59) اى دوست آنكس كه دوستى ندارد اى طبیب آن كس كه طبیبى ندارد اى پاسخ ده آن كس كه پاسخ ده ندارد اى یار دلسوز آن كس كه دلسوزى ندارد اى رفیق آن كس كه رفیق ندارد اى فریادرس آن كس كه فریادرسى ندارد اى راهنماى آنكه راهنمایى ندارد اى مونس آنكس كه مونسى ندارد اى ترحم كننده آن كس كه ترحم كننده اى ندارد اى همدم آن كس كه همدمى ندارد.

 

(60) اى كفایت كننده آن كس كه از او كفایت خواهد و اى رهنماى كسى كه از او راهنمایى خواهد اى نگهبان كسى كه از او نگهبانى خواهد اى مراعات كننده كسى كه از او رعایت خواهد اى بهبود دهنده كسى كه از او بهبودى خواهد اى داور كسى كه از او داورى جوید اى بى نیاز كننده كسى كه از او بى نیازى خواهد اى وفا كننده كسى كه از او وفا خواهد اى نیرو ده آن كس كه از او نیرو خواهد اى سرور كسى كه او را به سرورى خواهد.

 

(61) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى آفریننده اى روزى ده اى گویا اى راستگو اى شكافنده اى جدا كننده اى باز كننده اى پیوست دهنده اى سبقت جوینده اى بلندمرتبه.

 

(62) اى كه جابجا كنى شب و روز را اى كه مقرر ساختى تاریكیها و نور را اى كه آفریدى سایه و گرما را اى كه مسخر خود كردى مهر و ماه را اى كه مقدر كردى خیر و شر را اى كه آفریدى مرگ و زندگى را اى كه آفریدن و فرمان از او است اى كه نگرفته است براى خود همسر و فرزندى اى كه شریكى در فرمانروایى ندارد اى كه نیست برایش سرپرستى از خوارى.

 

(63) اى كه مى داند خواسته دل هر خواهنده را اى كه آگاه است از نهاد خاموشان اى كه مى شنود ناله خسته دلان اى كه مى بیند گریه ترسناكان اى كه دارد خواسته هاى خواستاران را اى كه بپذیرد عذر توبه كنندگان اى كه اصلاح نكند كار مفسدان را اى كه از بین نبرد پاداش نیكوكاران اى كه دور نباشد از دل عارفان اى بخشنده ترین بخشندگان.

 

(64) اى همیشه باقى اى شنواى دعا اى وسیع بخشش اى آمرزنده خطا و لغزش اى پدید آرنده آسمان اى نیك آزمایش اى زیبا ستایش اى دیرینه والا اى زیاد وفادار اى ارجمند پاداش.

 

(65) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى پوشاننده اى آمرزنده اى با قهر و سطوت اى باجبروت و عظمت اى صبر پیشه اى نیك بخش اى مختار در كارها اى كارگشا اى پرجود و عطا اى فرح بخش.

 

(66) اى كه مرا آفریدى و آراستى اى كه روزیم دادى و پروریدى اى كه مرا خوراندى و نوشاندى اى كه پیش خود برده و نزدیكم كردى اى كه مرا نگهداشته و كفایت كردى اى كه محافظت و نگهداریم كردى اى كه به من عزت بخشید و توانگرم ساخت اى كه به من توفیق داده و راهنمایى كرد اى كه با من انس گرفته و جایم داد اى كه مرا بمیراند و زنده كند.

 

(67) اى كه حق را بوسیله كلماتش پابرجا كرد اى كه توبه را از بندگانش بپذیرد اى كه میان انسان و دلش حائل گردد اى كه سود ندهد شفاعت و میانجیگرى جز به اذن او اى كه او داناتر است به كسى كه از راهش گمراه گردد اى كه كاونده و پى جویى براى حكمش نیست اى كه بازگردانى براى قضایش نیست اى كه هر چیز دربرابر امرش مطیع و منقاد گشته اى كه آسمانها بدست قدرتش بهم پیچیده اى كه فرستد بادها را نویدى در پیشاپیش رحمتش.

 

(68) اى كه زمین را گهواره قرار داده اى كه كوهها را میخهاى (زمین) قرار داد اى كه خورشید را چراغى تابناك كرد اى كه ماه را نوربخش قرار داد اى كه شب را پوشش نهاد اى كه روز را براى تحصیل معاش مقرر ساختى اى كه خواب را مایه آرامش قرار داد اى كه آسمان را ساختمانى قرار داد اى كه چیزها را جفت آفرید اى كه آتش را در كمین (كفار و دوزخیان ) قرارداد.

 

(69) خدایا از تو درخواست مى كنم به حق نامت اى شنوا اى شفیع اى بلند مرتبه اى والامقام اى سریع در كارها اى پدید آرنده اى بزرگ اى توانا اى آگاه اى پناه ده.

 

(70) اى زنده پیش از هر موجود زنده اى زنده پس از هر موجود زنده اى كه نیست مانندش زنده اى ، اى زنده اى كه شریكش نیست هیچ زنده اى ، اى زنده اى كه نیازمند نیست به هیچ زنده اى ، اى زنده اى كه بمیراند هر زنده اى را اى زنده اى كه روزى دهد هر زنده اى را اى زنده اى كه ارث نبرد زندگى را از زنده اى ، اى زنده اى كه زنده كند مردگان را، اى زنده پاینده اى كه او را چرت و خواب نگیرد.

 

(71) اى كه یادش فراموش نشدنى است اى كه نورش خاموش نشدنى است اى كه نعمتهایش بشمار درنیاید اى كه فرمانروائیش زوال نپذیرد اى كه مدح و ثنایش نتوان شمردن اى كه چگونگى بزرگى و جلالتش نتوان گفتن اى كه كمالش قابل درك نباشد اى كه فرمان قضایش بازگشت ندارد اى كه صفاتش تبدیل نپذیرد اى كه اوصافش تغییر نكند.

 

(72) اى پروردگار جهانیان اى فرمانرواى روز جزا اى مقصد نهایى جویندگان اى پشت و پناه پناهندگان اى دریابنده گریختگان اى كه دوست دارد شكیبایان را اى كه دوست دارد توبه كاران را اى كه دوست دارد پاكیزگان را اى كه دوست دارد نیكوكاران را اى كه داناتر است به راه یافتگان.

 

(73) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى مهربان اى رفیق اى نگهدارنده اى احاطه دار بر همه اى توانا اى فریاد رس اى عزت بخش اى خوار كننده اى آغازنده اى بازگرداننده.

 

(74) اى یكتاى بى ضد اى كه او یگانه اى است كه مانند ندارد اى كه او بى نیازى است بى عیب اى كه او تنهایى است و چگونگى ندارد اى كه او حاكمى است كه ستم در حكمش نیست اى كه او پروردگارى است بدون وزیر اى كه او عزیزى است بى ذلت اى كه او دارایى است كه ندارى ندارد اى كه او پادشاهى است كه معزول نشود اى كه او توصیف شده اى است بى شبیه.

 

(75) اى كه ذكر او موجب شرافت ذكركنندگان او است اى كه سپاسگزاریش مایه سعادت سپاسگزاران است اى كه ستایشش عزتى است براى ستایش كنندگان اى كه طاعتش وسیله نجات مطیعان است اى كه دَرِ رحمتش باز است به روى رحمت خواهان اى كه راه بسوى او آشكار است براى بازآمدگان اى كه آیات و نشانه هایش دلیل روشنى است براى بینندگان اى كه كتابش سبب پند و تنبیه است براى پرهیزكاران اى كه روزى او همگانى است براى فرمانبرداران و نافرمانان اى كه رحمتش نزدیك است به نیكوكاران.

 

(76) اى كه نامش بزرگ است اى كه اقبال او بلند است اى كه معبودى جز او نیست اى كه برجسته است ثنا و مدحش اى كه پاكیزه است نامهایش اى كه بقایش همیشگى است اى كه عظمت جلوه او است اى كه بزرگى در بر او است اى كه نیكیهایش به حساب درنیاید اى كه نعمتهایش شماره نشود.

 

(77) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى یاور اى امان بخش اى آشكار كننده اى استوار و ثابت اى پابرجا اى راهنما اى ستوده اى گرامى اى سخت نیرو اى گواه.

 

(78) اى صاحب عرش با شوكت اى صاحب گفتار محكم اى صاحب كار مستحكم اى صاحب حمله سخت اى صاحب نوید و تهدید اى كه او است صاحب اختیارى ستوده اى كه او است كننده هر چه را خواهد اى كه او است نزدیكى كه دورى ندارد اى كه او بر هر چیز گواه باشد اى كه او ستمكار بر بندگان نیست.

 

(79) اى كه برایش شریك و وزیرى نیست اى كه برایش شبیه و نظیرى نیست اى آفریننده مهر و ماه تابنده اى بى نیاز كننده بینواى درمانده اى روزى ده كودك خردسال اى مهرورز پیر كهن سال اى جوش ده استخوان شكسته اى نگهدار ترسان پناهنده اى كه به حال بندگانش خبیر و بینا است اى كه او بر هر چیز قادر و تواناست.

 

(80) اى صاحب جود و نعمت اى صاحب بخشش و بزرگوارى اى آفریننده لوح و قلم اى پدید آرنده ذرات و انسان اى داراى عذاب و انتقام اى الهام بخش عرب و عجم اى برطرف كننده رنج و الم اى داناى راز و قصدهاى نهان اى پروردگار كعبه و حرم اى كه آفریدى موجودات را از نیستى و عدم.

 

(81) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى كننده (هر كار) اى مقرر كننده (امور) اى پذیرنده اى كامل اى جدا كننده اى پیوست دهنده اى دادگر اى چیره اى جوینده اى بخشنده.

 

(82) اى كه نعمت بخشید به فضل خود اى كه كرم كرد به بخشش خود اى كه جود كرد به لطف خود اى كه عزیز باشد به نیروى خود اى كه اندازه گیرد به حكمت خویش اى كه حكم كند به تدبیر خود اى كه تدبیر كرد به دانش خود اى كه بگذرد به بردبارى خویش اى كه نزدیك است در عین بلندى و اى كه بلند است در عین نزدیكى.

 

(83) اى كه مى آفریند هر چه را خواهد اى كه انجام دهد هر چه خواهد اى كه راهنمایى كند هر كه را خواهد اى كه گمراه كند هر كه را خواهد اى كه عذاب كند هر كه را خواهد اى كه بیامرزد هر كه را خواهد اى كه عزت بخشد به هر كه خواهد اى كه ذلت دهد به هر كه خواهد اى كه نقش بندد در میان رحم ها هر طور كه خواهد اى كه مخصوص به رحمت خویش گرداند هر كه را خواهد.

 

(84) اى كه نگرفته است همسر و فرزندى اى كه قرار داد براى هر چیز اندازه اى اى كه شریك نكرده در حكم خویش احدى را اى كه قرار داد فرشتگان را پیام آور اى كه در آسمان برجها قرار داد اى كه زمین را قرارگاه كرد اى كه آفرید از آب بشر را اى كه قرار داد براى هر چیز مدت و دورانى اى كه دانشش به هر چیز احاطه كرده اى كه عدد هر چیز را شماره كرده.

 

(85) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى آغاز اى انجام اى ظاهر اى نهان اى نیكوكار اى برحق اى یكتا اى بى همتا اى بى نیاز اى ابدى.

 

(86) اى بهترین شناخته شده به نیكى اى برترین معبودى كه پرستش شده اى بهترین سپاس شدگان اى عزیزترین یادشدگان اى والاترین ستوده شده اى پیش ترین موجودى كه جویایش شده اند اى برترین موجودى كه مورد توصیف واقع شده اى بزرگتر مقصودى كه قصد او كرده اند اى بزرگوار كسى كه از او درخواست شده اى ارجمندترین دوستى كه توان یافت.

 

(87) اى دوست گریانان اى آقاى توكل كنندگان اى رهنماى گمراهان اى سرور مؤ منان اى همدم یاد كنندگان (او) اى پناه ستمدیدگان اى نجات دهنده راستگویان اى مقتدرترین قدرت داران اى داناترین دانایان اى معبود تمامى آفریدگان.

 

(88) اى كه از برترى بر همه قاهر است اى كه فرمانروا است و نیرومند اى كه در درونى و از درون آگاه اى كه پرستندش و او بدان پاداش دهد اى كه نافرمانیش كنند و بیامرزد اى كه در فكرها نگنجد اى كه دیده اى او را درنیابد اى كه هیچ كارى بر او پنهان نماند اى روزى ده بشر اى اندازه گیر هر اندازه.

 

(89) خدایا از تو خواهم به حق نامت اى نگهدار اى پدید آرنده اى آفریننده اى والامقام اى غمزدا اى كارگشا اى برطرف كننده اندوه اى ضامن بندگان اى فرمان ده اى قدغن كن از كارهاى بد.

 

(90) اى كه نمى داند غیب را جز او اى كه باز نگرداند بدى را جز او اى كه نیافریند خلق را جز او اى كه نیامرزد گناه را جز او اى كه به پایان نرساند نعمت و احسان را جز او اى كه دگرگون نكند دلها را جز او اى كه تدبیر نكند كارها را جز او اى كه فرو نفرستد باران را جز او اى كه نگستراند روزى را جز او اى كه زنده نكند مردگان را جز او.

 

(91) اى كمك كار ناتوانان اى رفیق دور از وطنان اى یار دوستان اى چیره بر دشمنان اى بالا برنده آسمان اى مونس برگزیدگان اى دوست پرهیزكاران اى گنجینه بینوایان اى معبود توانگران اى كریمترین كریمان.

 

(92) اى كفایت كننده از هر چیز اى نگهبان بر هر چیز اى كه چیزى مانندش نیست اى كه چیزى به فرمانروائیش نیفزاید اى كه چیزى بر او پوشیده نیست اى كه كم نشود از گنجینه هایش چیزى اى كه نیست همانندش چیزى اى كه پنهان نماند از دانش او چیزى اى كه او خبیر و آگاه است به هر چیز اى كه رحمتش فراگیرد هر چیز را.

 

(93) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى اكرام كننده اى طعام دهنده اى نعمت بخشنده اى عطا ده اى ثروت ده اى سرمایه ده اى فانى كننده اى زنده كننده اى خشنود سازنده اى نجات بخش.

 

(94) اى آغاز و انجام هر چیز اى معبود و مالك هر چیز اى پروردگار و سازنده هر چیز اى پدید آرنده و آفریننده هر چیز اى بست و باز كننده هر چیز اى پدید آرنده و بازگرداننده هر چیز اى بوجود آورنده و اندازه گیر هر چیز اى بود كننده و تبدیل كننده هر چیز اى زنده كننده و میراننده هر چیز اى آفریننده و وارث هر چیز.

 

(95) اى بهترین یادآور و یاد شده اى بهترین سپاسگزار و سپاس شده اى بهترین ستاینده و ستوده شده اى بهترین گواه و گواهى شده اى بهترین خواننده و خوانده شده اى بهترین اجابت كن و اجابت كرده شده اى بهترین انیس و مونس اى بهترین رفیق و هم نشین اى بهترین مقصود و مطلوب اى بهترین دوست و محبوب.

 

(96) اى كه براى خواننده اش اجابت كند اى كه به مطیع و فرمانبردارش دوست است اى كه به هر كه دوستش دارد نزدیك است اى كه براى هركس كه از او نگهبانى خواهد نگهبانست اى كه نسبت به هر كس به او امید داشته باشد كریم است اى كه نسبت به نافرمانش بردبار است اى كه در عین عظمت و بزرگیش مهربان است اى كه در حكمت خود عظیم است اى كه در احسان و عطابخشى دیرین است اى كه به هر كس كه او را بطلبد دانا است.

 

(97) خدایا از تو مى خواهم به حق نامت اى سبب ساز اى رغبت ده اى زیر و رو كن اى پى جو اى ترتیب ده اى بیم ده اى ترساننده اى یادانداز اى مسخر كننده اى تغییر دهنده.

 

(98) اى كه دانشش پیش است اى كه وعده اش راست است اى كه لطفش آشكار است اى كه فرمانش بر همه غالب است اى كه كتابش محكم است اى كه حكم و قضایش حتمى است اى كه قرآنش مجید و گرامى است اى كه فرمانروائیش قدیم است اى كه فضل و بخشش همگانى است اى كه عرش او عظیم است.

 

(99) اى كه سرگرم نكند او را شنیدنى از شنیدنى دیگر اى كه بازش ندارد كارى از كارى اى كه مشغولش نكند گفتارى از گفتارى دگر اى كه به اشتباهش نیندازد پرسشى از پرسشى اى كه حجاب نشود او را چیزى از چیزى اى كه به ستوهش نیاورد پافشارى اصرار ورزان اى كه او منتهاى مقصود جویندگان است اى كه او سرحد نهایى وجهه همت عارفان است اى كه او آخرین مرحله خواسته خواستاران است اى كه بر او ذره اى در تمام جهانیان پنهان نیست.

 

(100) اى بردبارى كه شتاب نكند اى بخشنده اى كه بخل ندارد اى راست وعده اى كه خلاف وعده نمى كند اى بخشنده اى كه خسته نمى شود اى چیره اى كه شكست نپذیرد اى بزرگى كه در وصف نگنجد اى دادگرى كه در حكمش ستم نكند اى توانگرى كه درویش نشود اى بزرگى كه كوچك نشود اى نگهبانى كه غفلت نكند منزهى تو اى خدایى كه نیست معبودى جز تو فریاد فریاد نجات ده ما را از آتش دوزخ اى پروردگار.

 

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

موسی(ع) عرض كرد: خدایا نزدیكی به تو را می‌خواهم.

فرمود: نزدیكی به من برای كسی است كه شب قدر را بیدار می‌ماند.

عرض كرد: خدایا رحمت تو را می‌خواهم.

فرمود: رحمت من برای كسی است كه در شب قدر بر بینوایان ترحم كند.

عرض كرد: خدیا عبور از صراط را می‌خواهم.

فرمود: آن برای كسی است كه در شب قدر صدقه‌ای بدهد.

عرض كرد: خدایا درختان و میوه‌های بهشتی می‌خواهم.

فرمود: آن برای كسی است كه در شب قدر تسبیح گوید.

عرض كرد : خدایا رهایی از آتش را می‌خواهم.

فرمود: آن برای كسی است كه در شب قدر آمرزش بخواهد و استغفار كند.

عرض كرد: خدایا خرسندی تو را می‌خواهم .

فرمود: خرسندی من برای كسی است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگزارد

منبع:بلاگمگریز ز چشمم ، ای خیالش