حكمت 21

حکمت ۲۱ از نهج البلاغه :

وَ قَالَ [عليه السلام] قُرِنَتِ الْهَيْبَةُ بِالْخَيْبَةِ وَ الْحَيَاءُ بِالْحِرْمَانِ وَ الْفُرْصَةُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ فَانْتَهِزُوا فُرَصَ الْخَيْرِ .

و درود خدا بر او ، فرمود: ترس با نا اميدى ، و شرم با محروميت همراه است ، و فرصت ها چون ابرها مى گذرند ، پس فرصت هاى نيك را غنيمت شماريد.


منبع:http://www.balaghah.net/nahj-htm/far/id/tarjome/kalema/hekmat01.htm#hek4


سایت http://www.balaghah.net/ (بلاغه) اطلاعات بسیار خوبی در مورد نهج البلاغه در اختیار شما می گذارد.

قضا و قدر

قانون عليت در جهان هستى , به نحو استثناء ناپذير حكمفرما و جارى است .
به مقتضاى اين قانون هر يك از پديده هاى اين جهان در پيدايش خود بعللى ( اسباب و شرائط تحقق ) بستگى داردكه با فرض تحقق همه آنها ( كه علت تامه ناميده ميشود ) پيدايش آن پديده ( معلول مفروض ) ضرورى ( جبرى ) است و با فرض فقدان همه آنها يا برخى از آنها پيدايش پديده نامبرده محال است .
با بررسى وكنجكاوى اين نظريه , دو مطلب زيرين براى ما روشن ميشود : 1 - اگر يك پديده ( معلول ) را با مجموع علت تامه و همچنين با اجزاء علت تامه اش بسنجيم نسبت آن بعلت تامه نسبت ضرورت ( جبر ) خواهد بود و نسبتش بهر يك از اجزاء علت تامه ( كه علت ناقصه ناميده ميشود ) نسبت امكان است زيرا جزء علت نسبت بمعلول تنها امكان وجود را ميدهد , نه ضرورت وجود را .
بنابراين جهان هستى كه هر پديده از اجزاء آن در پيدايش خود بستگى ضرورى بعلت تامه خود دارد , ضرورت در سراسر آن حكمفرما و پيكره آن از يك سلسله حوادث ضرورى و قطعى تنظيم شده است با اينحال صفت امكان در اجزاء آن ( پديده ها كه بغير علت تامه خود نسبت و ارتباط دارند ) محفوظ ميباشد .
قرآن كريم در تعليم خود اين حكم ضرورت را بنام قضاء الهى ناميده زيرا همين ضرورت از هستى دهنده جهان هستى سرچشمه گرفته و ازاين روى حكم و قضائى است حتمى كه قابل تخلف نيست و عادلانه ميباشد كه استثناء و تبعيض برنميدارد .
خداى متعال ميفرمايد ( الا له الخلق و الامر ) سوره اعراف آيه 54 و ميفرمايد( اذ قضى امرا فانما يقول له كن فيكون ) سوره بقره آيه 17 وميفرمايد(و الله يحكم لا معقب لحكمه ) سوره رعد آيه 41 .
2 - هر يك از اجزاء علت اندازه و الگوئى مناسب خود نسبت به معلول ميدهد و پيدايش معلول موافق و مطابق مجموع اندازه هائى است كه علت تامه برايش معين ميكند مثلا عللى كه تنفس را براى انسان بوجود مياورد تنفس مطلق را ايجاد نميكند بلكه اندازه معينى از هواى مجاور دهان و بينى را در زمان معين و مكان معين و شكل معين از مجراى تنفس بمحوطه ريه ميفرستد و عللى كه ابصار را براى انسان بوجود ميآورد ( و انسان نيز جزء آنها است ) ابصار بيقيد و شرط را محقق نميسازد بلكه ابصارى كه بواسطه وسائل آن از هر جهت براى وى اندازه گرفته شده ايجاد ميكند اين حقيقت در همه پديده هاى جهان و حوادثى كه در آن اتفاق ميافتد بدون تخلف جارى است .
قرآن كريم در تعليم خود اين حقيقت را قدر ناميده و بخداى متعال كه سرچشمه آفرينش ميباشد نسبت داده است چنانكه ميفرمايد ( انا كل شيئى خلقناه بقدر ) سوره قمر آيه 49 و ميفرمايد ( و ان من شيئى الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم ) سوره حجر آيه 21 .
و چنانكه بموجب قضاى الهى هر پديده و حادثه اى كه در نظام آفرينش جاى ميگيردضرورى الوجود و غير قابل اجتناب است همچنين بموجب قدر هر پديده و حادثه اى كه بوجود ميآيد از اندازه اى كه از جانب خدا برايش معين شده هرگز كمترين تخلف و تعدى نخواهد نمود .


لینک منبع :http://www.al-shia.com/html/far/3shia/eteqadat/khoda-shenasi.htm


این پست از سایت http://www.al-shia.com است که واقعا سایت فوق العاده ای است .ان شاالله بتوانید مطالب مورد نیاز خود را در آن بیابید.

پرسش و پاسخی آموزنده در قیامت

 

قرآن کریم از سر لطف و هدایت ، یک جلسه پرسش و پاسخ قیامت را برای مسلمانان و همه انسان ها نقل می کند. در این مجلس ، دو گروه با هم صحبت می کنند . گروه اول ، اصحاب یمین هستند که در بهشت از نعمت های الهی متنعم اند و در میان باغ های بهشتی ، زندگی جاویدان خود را به خوشی تجربه می کنند. گروه دوم ، گناهکاران هستند . بهشتیان از مجرمان چنین می پرسند : ما سلککم فی سقر؟ ؛ چه چیز شما را در آتش (سقر) در آورد؟

آنان با ناراحتی پاسخ می دهند :

1-     اهل نماز نبودیم

2-     (بینوایان را غذا نمی دادیم و اهل رسیدگی به بینوایان نبودیم ).

3-     با هرزه درایان هرزه درایی می کردیم.

4-     روز قیامت را دروغ می شمردیم.

تا مرگ ما در رسید.(مدثر / 47-40)

منبع: فرهنگ اخلاقی معصومین ((پ)) / احمد رضوان فر / مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما/ص 173

 

 

دستور العملی برای دوری از گناه

فکر کردن به گناه و لذت آن ، وجود او را تسخیر کرده بود.نزد امام حسین (ع) آمد تا چاره ای برای مشکل خویش بیابد. به امام گفت : (( یابن رسول الله ! من شخص گناه کاری هستم و نمی توانم خود را از بند معصیت رهایی بخشم . مرا پندی دهید تا بتوانم خویش را دربرابر گناه نگاه دارم )).

امام به او فرمود : (( به پنج سفارش عمل کن . آن گاه هر گناهی خواستی ، انجام بده :

اول، از روزی خدا نخور.

دوم، از ولایت و قلمرو سلطنت پروردگار بیرون برو.

سوم ، جایی را پیدا کن که خدا تو را نبیند.

چهارم ، آن هنگام که ملک الموت برای ستاندن جان تو آمد ، اگر توانستی ، او را از خود دور کن

 و آخر اینکه وقتی ، تو را ندا دادند داخل دوزخ شو ، داخل آتش نرو.

آ ن گاه هر گناهی که مایلی ، انجام بده )). *

* بحارالانوار،ج78،ص126

منبع : در قلمرو آفتاب / ابوالفضل هادی منش / مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما / ص 36