اینکه چرا تـنها روى صفت ((رحمانيت و رحيميت ))خدا تكيه مى شود، باتوجه به این نکته که در آغاز هركار لازم است از صفتى استمداد كنيم كه آثارش بر سراسر جـهـان پـرتـوافـكـن است ،همه موجودات را فراگرفته و گرفتاران را در لحظات بحرانى نجات بخشيده است .
بـهـتـر اسـت ايـن حـقـيـقت را از زبان قرآن بشنويد آنجا كه مى گويد: ورحمتى وسعت كل شى ((رحمت من همه چيز را فرا گرفته است )) (اعراف ـ 156).
از سـوى ديـگـر مـى بينيم
، پيامبران براى نجات خود از چنگال حوادث سخت ودشمنان خطرناك دست به دامن رحمت خدا مى زدند،
در مورد ((هود)) و پيروانش مى خوانيم : فانجيناه والذين معه بـرحـمه منا: ((هود و پيروانش را به وسيله رحمت خويش (از چنگال دشمنان ) رهائى بخشيديم )) (اعراف ـ 72).
پس اساس كار خداوند بر رحمت است و مجازات جنبه استثنائى دارد
،چنانكه در دعا مى خوانيم : يا مـن سبقت رحمته غضبه ((اى خدائى كه رحمتت برغضبت پيشى گرفته است )) انسانها نيز بايد در بـرنـامـه زنـدگى اساس و پايه كار را بررحمت و محبت قرار دهند و توسل به خشونت را براى مواقع ضرورت بگذارند.

منبع:برگزيده تفسير نمونه