تفسیر آیات 158 تا 163 سوره مبارکه بقره
آیات شریفه
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمـَنِ الرَّحِيمِ
158. إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ
159. إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
160. إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَـئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ
161. إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ
162. خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ
163. وَإِلَـهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ
ترجمه:
158. «صفا» و «مروه» از شعائر (و نشانههاى) خداست! بنابراين، كسانى كه حج خانه خدا و يا عمره انجام مىدهند، مانعى نيست كه بر آن دو طواف كنند; (و سعى صفا و مروه انجام دهند. و هرگز اعمال بىرويه مشركان، كه بتهايى بر اين دو كوه نصب كرده بودند، از موقعيت اين دو مكان مقدس نمىكاهد!) و كسى كه فرمان خدا را در انجام كارهاى نيك اطاعت كند، خداوند (در برابر عمل او) شكرگزار، و (از افعال وى) آگاه است.
159. كسانى كه دلايل روشن، و وسيله هدايتى را كه نازل كردهايم، بعد از آنكه در كتاب براى مردم بيان نموديم، كتمان كنند، خدا آنها را لعنت مىكند; و همه لعنكنندگان نيز، آنها را لعن مىكنند;
160. مگر آنها كه توبه و بازگشت كردند، و (اعمال بد خود را، با اعمال نيك،) اصلاح نمودند، (و آنچه را كتمان كرده بودند; آشكار ساختند;) من توبه آنها را مىپذيرم; كه من تواب و رحيمم.
161. كسانى كه كافر شدند، و در حال كفر از دنيا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود!
162. هميشه در آن (لعن و دورى از رحمت پروردگار) باقى مىمانند; نه در عذاب آنان تخفيف داده مىشود، و نه مهلتى خواهند داشت!
163. و خداى شما، خداوند يگانهاى است، كه غير از او معبودى نيست! اوست بخشنده و مهربان (و داراى رحمت عام و خاص)!
*****
آیه 158 سوره مبارکه بقره در باره سعی بین صفا و مروه در مراسم حج، سخن می گوید. مشرکان عرب که مراسم حج را از ابراهیم خلیل علیه السلام گرفته بودند آن را با شرک و اوهام در آمیختند و از جمله در سعی صفا و مروه دو بت را بر هر یک از کوههای صفا و مروه نصب کرده بودند و هنگام سعی از این دو کوه بالا رفته و آن دو بت را با دست لمس می کردند. مسلمین به همین خاطر از سعی بین صفا و مروه کراهت داشتند. اما آیه می فرماید که صفا و مروه از شعایر الله هستند و نشانه هایی هستند که یاد آور خدایند. پس مسلمانان نباید در موقع حج خانه خدا و عمره از سعی خودداری کنند و باید بر آن دو (صفا ومروه) طواف کنند. افرادی که فرمان الهی را اطاعت کنند و سعی صفا ومروه را با تمام زحماتش انجام دهند خدا نیز در برابر عمل آنها شکرگزار است و از افعال آنها آگاه است.
اگرچه هیچ کس حقی بر گردن خدا ندارد و او است که توفیق عمل صالح را به بندگان ارزانی می دارد اما با این حال (خداوند به حدی رئوف و مهربان است که) در مقام شکرگزاری به اعمال بندگانش پاداش می دهد.
آیه بعدی افرادی را که حقایق را کتمان کنند، به شدیدترین وجه سرزنش می نماید و اشاره می فرماید که تمام بندگان خدا و فرشتگان از این عمل بیزارند.
می فرماید: ما وسایل هدایت و دلایل روشنی را نازل کردیم بعد از آنکه آنها را در کتاب برای مردم بیان نمودیم، و افرادی که با این وجود آنها را کتمان می کنند، خدا آنها را لعنت می کند و همه لعن کنندگان نیز آنها را لعن می کنند.
در واقع یگانه عامل اختلاف و تفرقه در ادیان الهی، کتمان علم از ناحیه علمای منحرف است وگرنه دین یک موضوع فطری است و اگر درست بیان شود هر فطرتی آن را می پذیرد.
کتمان علم در واقع هدر دادن زحمات انبیاء و بستن راه سعادت و هدایت است. مراد از "هدی" که در آیه آمده، همان احکام و معارف دینی است که انسان را به سوی هدایت سوق می دهد و منظور از "بینات" که این احکام و معارف را اثبات می کند.
لعن نیز اگر از جانب خدا باشد به معنی دور ساختن فرد یا افراد از رحمت و سعادت است و اگر از جانب دیگران باشد به معنی تقاضای لعنت برای فرد یا افراد از جانب خداوند است و در این آیه، کتمان کنندگان حقایق مورد هر دو لعن – لعن خداوند و لعنت دیگران- قرار گرفته اند اما از آنجایی که قرآن کتاب هدایت است لذا پس از هر تهدیدی روزنه امیدی نیز می گشاید تا افراد گناهکار دچار یأس و ناامیدی نشوند. لذا در آیه بعد می فرماید:
اگر آنها به راه حق بازگردند و با کمال شجاعت آنچه را که کتمان کرده اند آشکار سازند و مفاسدی را که در اثر کتمان حقایق به وجود آمده، اصلاح نمایند من نیز به سوی آنها باز می گردم و مجدداً مواهب و نعمتهایی را که قطع کرده ام به ایشان می دهم به خاطر این که من توبه پذیر و مهربان هستم/ در تعبیر "به سوی آنها بازمی گردم و من بسیار توبه پذیر و مهربان هستم" که در آخر آمده، لطف و مهربانی خاصی نهفته است.
کلمه " انا به معنی مَن" رابطه مستقیم و نزدیک خداوند با شخص توبه کننده نشان می دهد و "تواب یعنی بسیار بازگشت کننده" روح امید را در انسان به جوش می آورد و سرانجام کلمه "رحیم" لطف خاص پروردگار را نشان می دهد.
اما در ادامه، خداوند در آیات 161 و 162، می فرماید: افرادی که کافر شدند و در حال کفر مردند، خدا و فرشتگان و همه مردم بر آنها لعنت خواهند کرد. تعبیر "مردند در حالی که کافر بودند" کنایه از اصرار شخص بر کفر و عناد است و اگر نه کسی که از روی بی اطلاعی و نه لجاجت، حق را نمی یابد و به همین حال می میرد، او مستضعف است و حکمش به دست خدا است. اما برای کافرانی که عناد و لجاجت پیشه کرده اند آنچنان سوی خدا و فرشتگان و همه مردم گرفتار لعنت هستند که هیچ راه نجاتی برای آنها وجود ندارد و همیشه در لعن و دوری از رحمت پروردگار باقی می مانند، نه عذاب آنها تخفیف داده می شود و نه مهلتی خواهند داشت.
به هر حال آیه بعد به مسئله توحید اشاره می کند زیرا توحید و ایمان به یگانگی خدا زیر بنای تمام عقاید اسلامی است. می فرماید: و خدای شما خدای یکتا است، خدای بخشنده و مهربانی که به جز او خدایی نیست.
نکته مهم این است که نباید تصور کرد که تعبیر "لا اله" برای نفی معبودهایی دروغین و الاالله برای اثبات وجود خدا است بلکه در قرآن اصل وجود خدا از بدیهیات شمرده شده و محتاج استدلال نیست فقط توجه قرآن به اثبات صفات الهی مانند یگانگی، خالقیت و آفرینندگی، علم، قدرت وغیره می باشد.
آیه می فرماید که معبود به حق تنها خدای یکتا است و هیچ وجود قابل پرستشی جز او نیست. علت هم این است که بخشنده واقعی او است که همه نسبت همه موجودات بخشش عام دارد و هم برای سالکان طریق خودش بخشش خاص در نظر دارد، به همین دلیل هم شایسته پرستش است.